مدیران فردا

مدیرانی از نسل 3 برای فردا
 
مدیریت داده‌ها چیست؟
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٦/٧ : توسط : مهسا

مفاهیم: مدیریت داده‌ها چیست؟

آنلاین- همشهری آنلاین- دکتر یونس شکرخواه:
موضوع مدیریت داده‌ها موضوعی چند وجهی است و غالبا حتی در محافل حرفه ای هم توافق چندانی بر سر انها وجود ندارد.

به زبانی ساده با برخی از اصطلاحات رایج در این عرصه آشنا شوید:

مدیریت محتوا و مدیریت دارایی‌های رسانه‌ای
آیا مدیریت دارایی‌های رسانه‌ای، جهانی کاملاً متفاوت است؟ البته چنین نیست. داده‌های رسانه‌ای، داده‌های رسانه‌ای دیجیتال شده‌ای هستند که معرف دارایی‌ها می‌‌باشند. این دارایی‌ها، سندهایی هستند که در آن‌ها سرمایه‌گذاری شده و قابل فروختن می‌‌باشند.
پیش شرط: سندها باید به شیوه‌ای مفید ذخیره شده و هنگام نیاز به راحتی قابل بازیافت باشند.

یک سیستم مدیریت دارایی‌های رسانه‌ای، مثل یک سیستم مدیریت محتوا، به اشیای رسانه‌ای نظیر متن‌ها، تصویرها و گرافیک‌ها ساختار می‌‌دهد و از تهیه، مدیریت تا پردازش و کاربرد آن‌ها حمایت به عمل می‌‌آورد.

به همین لحاظ،‌ تمرکز رسانه‌ای خنثی این اشیای رسانه‌ای که قابل کاربرد مجدد هستند و همچنین نمایه‌سازی ساختمند این اشیا، نقش مهمی ایفا می‌‌کند. بنابراین، یک سیستم مدیریت دارایی‌های رسانه‌ای از طریق کارکردهای خود به یک سیستم مدیریت محتوا تبدیل می‌‌شود.

پسوندهای مهم در سیستم مدیریت دارایی‌های رسانه‌ای حکم ابزارهایی را دارند که برای تحلیل و دسترسی به داده‌ها و خود داده‌ (به عنوان مثال اندازه یک فایل، ورژن و ریشه آن) به‌کار می‌‌آیند و بنابراین برای دسترسی بهینه به اطلاعات نقش مهمی ایفا می‌‌کنند.
افزون بر این، پسوندها همچنین حکم ابزارهایی را دارند که کار با اشیای دیجیتال را – که باید مدیریت شوند – ساده‌تر می‌‌سازند.

بنابراین مدیریت محتوا از نظر کارکرد عمیقاً با مدیریت دارایی‌های رسانه‌ای برای مدیریت دارایی‌های رسانه‌ای تفاوت دارد، اما از نظر نوع مدیریت دارایی‌ها تفاوت چندانی ندارند.

برخی از گونه های مدیریت:

- مدیریت محتوا (Content Management)
-
مدیریت محتوای وب‌ (Web Content Management)
-
مدیریت دارایی‌های دیجیتال‌ (Digital Asset Management)
-
مدیریت دانش (Knowledge Management)
-
مدیریت محتوای شرکتی‌ (Enterprise Content Management)

مدیریت محتوا:

مدیریت محتوا، مدیریت رسانه‌ها و محتوا است. هدف مدیریت محتوا خدمت به همه کانال‌های توزیع است. علاوه بر این، مدیریت محتوا می‌‌تواند کارکردهایی را هم برای تدارک، عرضه و توزیع اتوماتیک محتوا فراهم سازد.

مدیریت محتوای وب:

مدیریت محتوای وب برای اداره وب‌سایت‌های بزرگ‌تر به‌کار می‌‌رود و از این نظر جالب است که به پردازش راحت محتوای وب و مدیریت رسانه‌هایی که عمدتاً برای اینترنت آماده می‌‌شوند، کمک می‌کند.

مدیریت اسناد:

مدیریت اسناد همان‌گونه که از نامش پیداست به مدیریت سندها مربوط می‌‌شود و به اسکن کردن و ذخیره‌سازی‌ آن‌ها به صورتی که قابل خواندن باشند.
از آنجایی که قابلیت خوانده شدن اسناد اولویت دارد و از اهمیت فراوانی برخوردار است، ویژگی‌های بصری نظیر رنگ، جزییات و ساختار کاغذ در فرایند دیجیتال‌سازی – به عنوان یک قاعدهضبط و ثبت نمی‌‌شوند. حوزه مهم دیگری که در مدیریت اسناد مورد تأکید است آرشیو اسناد به گونه‌ای است که قابلیت ممیزی داشته باشد.


مدیریت دانش:

هدف مدیریت دانش، ترکیب اطلاعات با تجارب و دانش موجود است که به ایجاد پایگاه دانش می‌‌انجامد و قابل مدیریت هم باشد. کنترل فرایند مدیریت دانش در جهان امروز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و علت آن هم این است که قابلیت شرکت‌ها برای بقا، صرف‌نظر از اندازه آن‌ها، دقیقاً به کاربرد بهینه آن‌ها از منابع دانش خودشان وابسته است.

مدیریت داده‌های شرکتی:

هدف مدیریت داده‌های شرکتی انباشت و مدیریت کل اطلاعات و محتوای یک شرکت است.برای رسیدن به چنین هدفی، کارکردهای دنیای سنتی آرشیو، سند و گردش کارهای مدیریتی باید با الزامات مدیریت محتوا هماهنگ شود. به این ترتیب امکان ادغام مؤلفه‌های وب پایه با محصولات سنتی فراهم می‌‌شود.

داده‌های مشترک - رسانه‌های مختلف:

اکنون این امری رایج است که اطلاعات را به‌طور همزمان از طریق چند کانال توزیع کنیم و همین نکته باعث می‌‌شود تا یک اطلاع واحد در چند صورت مختلف ذخیره شود، چرا که هر کانالی، فرمت داده‌های خاص خود را طلب می‌‌کند. به این نوع ذخیره‌شدن اطلاعات، افزونگی می‌‌گویند. حاصل چنین روندی، انباشتگی فراوان اطلاعات است که نیاز به مدیریت دارد و این همان نقطه‌ای است که سیستم مدیریت دارایی‌های رسانه‌ای وارد عمل می‌‌شود

رسانه به مفهوم فرمت:

رسانه‌ها حامل‌های اطلاعات دیجیتال هستند، حامل هایی که در طیف گسترده‌ای از فرمت‌ها، کیفیت‌ها، انواع و اندازه‌ها بروز می‌‌کنند.

به عنوان نمونه‌هایی از این حامل‌ها می‌‌توان به تصاویر و گرافیک‌ها در فرمت‌های EPS,TIFF یا JPEG یا فرضاً به متن‌های واژه‌پردازهایی چون Word اشاره کرد و یا به سندهای برنامه‌های نشر رومیزی مثل کوارک اکسپرس و ایندیزاین (به عنوان فایل ارژینال و سندهای PDF).
افزون بر این، سایت‌های اینترنتی با زبان HTML، فایل‌های موسیقی با فرمت WAV یا MP3، فایل‌های Quicktime یا AVI و بسیاری از موارد دیگر جزو رسانه‌ها به حساب می‌‌آیند. این رسانه‌ها می‌‌توانند از طریق کانال‌های گوناگون با فرم‌های مختلف توزیع شوند.

ضمنا ما صاحب محصولات چاپی کلاسیکی چون روزنامه‌ها، کاتالوگ‌ها، بروشورها، مجلات و برگه‌ها و اوراق تبلیغاتی هم هستیم و علاوه بر این، امکان توزیع این اطلاعات از طریق اینترنت یا سایر شکل‌های چندرسانه‌ای (مولتی مدیایی) نظیر سی‌دی و دی‌وی‌دی و نیز از طریق رادیو و تلویزیون هم وجود دارد.

فرمت تعریف کار (JDF) و سیستم اطلاعات مدیریت (MIS):

به ‌زبان ‌ساده ‌باید ‌گفت ‌که  JDF فرمت ‌تعریف ‌کار ‌است ‌و  MIS سیستم ‌اطلاعات ‌مدیریت.
هر ‌اقدامی ‌که ‌باید ‌توسط ‌سیستم ‌یا ‌اپراتور ‌سیستم ‌صورت ‌بگیرد ‌در  JDFتعریف ‌شده ‌و ‌بنابراین ‌مثل ‌یک ‌ممیزی ‌در ‌کنترل ‌کارها ‌عمل ‌می‌‌کند ‌و ‌سپس ‌می‌‌توان ‌به ‌تحلیل ‌دقیق ‌روند ‌کار ‌در  MIS نشست.

به ‌عنوان ‌مثال ‌وقتی ‌که ‌مثلا ‌یک ‌پرینتر ‌دیجیتال ‌به ‌خاطر ‌خالی ‌بودن ‌سینی ‌کاغذ ‌از ‌مدار ‌خارج ‌می‌‌شود، ‌محیط ‌ارتباطی  JDF از ‌این ‌دستگاه ‌یک ‌علامت ‌برای  MIS می‌‌فرستد ‌تا ‌به ‌قول ‌معروف ‌سیستم ‌کنترل ‌تولید ‌از ‌وضعیت ‌آن ‌پرینتر ‌مطلع ‌شود ‌و ‌به ‌عبارت ‌بهتر ‌به ‌جای ‌این‌که ‌چشمان ‌اپراتورها ‌دنبال ‌چراغ‌های ‌چشمک‌زن ‌باشند، ‌ماشین ‌به‌طور ‌اتوماتیک ‌این ‌کار ‌را ‌صورت ‌می‌‌دهد

پایگاه‌های ‌داده ‌رسانی:

پایگاه‌های ‌داده ‌رسانی ‌انواع ‌گوناگونی ‌دارند. ‌از ‌پایگاه‌های ‌ارزان ‌قیمت ‌برای ‌برآورد ‌امور ‌تا ‌سیستم‌های ‌بسیار ‌پیچیده‌ای ‌که ‌هم ‌سخت‌افزارها ‌و ‌هم ‌نرم‌افزارهای ‌آن‌ها ‌با ‌سفارش ‌قبلی ‌تهیه ‌شده‌اند ‌و ‌به‌ کار ‌سازمان‌های ‌بسیار ‌بزرگ ‌می‌‌خورند. ‌این ‌نوع ‌سیستم‌ها ‌ممکن ‌است ‌برای ‌تحویل ‌به ‌مشتری ‌به ‌زمان ‌بیشتری ‌احتیاج ‌داشته ‌باشند ‌و ‌قیمت‌هایشان ‌حتی ‌بیشتراز ‌یک ‌میلیون ‌یورو ‌باشد. (44/1 ‌میلیون ‌یورو).

طیف ‌خدمات ‌پایگاه‌های ‌داده‌رسانی ‌می‌‌تواند ‌از ‌برآورد ‌قیمت ‌تا ‌تعیین ‌قیمت ‌تمام ‌شده، ‌کنترل ‌تولید، ‌فروش، ‌بازاریابی، ‌دسترسی ‌مستقیم ‌به ‌مشتریان ‌تا ‌ارتباط ‌با ‌سازمان‌های ‌مرتبط ‌را ‌در ‌برگیرد. ‌درواقع ‌سیستم‌های ‌اطلاعات ‌مدیریت ‌قابلیت ‌ارتباط ‌از ‌راه ‌دور ‌را ‌به‌صورت ‌همزمان ‌و ‌تعاملی ‌در ‌همه ‌عرصه‌های ‌مرتبط ‌با ‌صنعت ‌چاپ ‌دارند. ‌البته ‌باید ‌یادآورشد ‌که ‌یکی ‌از ‌بایدهای ‌سیستم‌های ‌اطلاعات ‌مدیریت ‌قابلیت ‌کار ‌با JDF است ‌و ‌این‌که ‌بتوانند ‌امکان ‌تولید ‌و ‌چاپ ‌را ‌از ‌طریق ‌سیستم‌های ‌یکپارچه ‌کامپیوتری ‌فراهم ‌کنند.

فراداده‌ها:

هدف هر سازمانی باید این باشد که تمام رسانه‌هایی را که به ‌کار می گیرد، بتواند مدیریت و آرشیو کند. و اینجاست که به فراداده‌ها (Metadata) نیاز داریم. فراداده‌ها همان اطلاعاتی هستند که فرضا با استفاده از یک برچسب، بر پشت یک عکس الصاق می‌‌کنیم. اما در همین حال، در دنیای داده‌های دیجیتال باید این فراداده‌ها را به‌طور جداگانه مدیریت کنیم. در واقع، فراداده‌ها اطلاعاتی توصیفی هستند و مربوط به حقوق و مجوزهای داده‌ها می باشند. پس به این ترتیب داده‌ها با اطلاعات دیگری که به ارزش پایگاه داده‌رسانی ما می‌‌افزایند، یعنی با فراداده ها کامل می‌‌شوند.

 


 
مدیریت زندگی برای زنان
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۳ : توسط : مهسا

راستش این مطلب یه خورده بی ربطه ولی احتمالا خیلی از دختر خانومها که تو اول راهن و خانوم هایی که این راه و رفتن به فکر برن. واسه خود من خیلی جالب بود. شما هم نظرتون و بدین خوشحال می شم. البته این مطلب رو از http://iept.blogfa.com/ که وبلاگ بچه های صنایع تبریز بر داشتم و مطلب شخصیه خانوم فاطمه مجدیه.

نعمت الهی زن بودن

مابه مردها گفتیم:می خواهیم مثل شما باشیم. مردها گفتند:

حالا که این قدر اصرارمی کنید، قبول! و ما نفهمیدیم چه شد که مردها ناگهان این قدر مهربان شدند.

وقتی به خود آمدیم، عین آن ها شده بودیم.

کیف چرمی یا سامسونت داشتیم و اوراقی که باید بهش رسیدگی می کردیم و دسته چک و حساب کتاب هایی که مهم بودند...

با رئیس دعوایمان می شد و اخم و تَخم اش را می آوردیم خانه سر بچه ها خالی می کردیم. ماشین ما هم خراب می شد، قسط وام های ما هم دیر می شد.. دیگرباهم مو نمی زدیم. آن ها به وعده ها یشان عمل کرده بودند و به ما خوشبختی های بی پایان یک مرد را بخشیده بودند.

همه کارهایمان مثل آن ها شده بود فقط، نه! خدای من! سلاح نفیس اجدادی که نسل به نسل به ما رسیده بود، در جیب هایمان نبود. شمشیر دسته طلا؟ تپانچة ماشه نقره ای؟ چاقوی غلاف فلزی؟ نه! ما پنبه ای که با آن سر مردها رامی بریدیم، گم کرده بودیم... همان ارثیه ای که هر مادری به دخترش می داد و خیالش جمع بود تا این هست، سر مردش سواراست. آن گلوله الیافی لطیفی که قدیمی هابه آن می گفتند عشق، یک جایی توی راه ازدستمان افتاده بود. یا اگر به تئوری توطئه معتقد باشیم، مردها با سیاست درهای بازنابودش کرده بودند. حالا ما و مردها روبه روی هم بودیم. در دوئلی ناجوانمردانه ومهارتی که با آن مردهای تنومند را به زانودرمی آوردیم، در عضله های روحمان جاری نبود.

سال ها بود حسودی شان می شد، چشم نداشتند ببینند فقط ما می توانیم با ذوقیکودکانه به چیزهای کوچک عشق بورزیم.

فقط و فقط ما بودیم که بلد بودیم در معامله ای که پایاپای نبود، شرکت کنیم. می توانستیم بدهیم و نگیریم. ببخشیم و از خودِ بخشیدن کیف کنیم. بی حساب و کتاب دوست بداریم. در هستی، عناصر ریزی بودند که مردها با چشم مسلح هم نمی دیدند و ما می دیدیم. زنانگی فقط مهارت آراستن و فریفتن نبود وآن قدیم ها بعضی از ما این را می دانستیم. مادربزرگ من زیبایی زن بودن را میدانست.وقتی زنی از شوهرش از بی ملاحظگی ها و درشتی های شوهرش شکایت داشت وهق هق گریه می کرد، مادر بزرگ خیلی آرام می گفت: مرد است دیگر، از مرد بودن مثل عیبی حرف می زد که قابل برطرف شدن نیست. مادربزرگ می دانست مردها از بخشی از حقایق هستی محروم اند، لمس لطافت در جهان، در انحصار جنس دوم است و ذات جهان لطیف است. مادربزرگ می گفت کار زن ها با خدا آسونه. مردها از راه سخت باید بروند. راه میان بری بود که زن ها آدرسش را داشتند و یک راست می رفت نزدیک خدا. شاید این آدرس را هم همراه سلاح قدیمی مان گم کردیم.


به هر حال، ما الان اینجاییم و داریم از خوشبختی خفه می شویم. رئیس شرکت به ما بن فروشگاه سپه داده و ما خیلی احساس شخصیت می کنیم. ده تا نایلون پر از روغن وشامپو و وایتکس و شیشه شور و کنسرو و رب و ماکارونی خریده ایم و داریم به زحمت نایلون ها را می بریم و با بقیه همکارهای شرکت که آن ها هم بن داشته اند وخوشبختی، داریم غیبت رئیس کارگزینی را می کنیم و ادای منشی قسمت بایگانی رادرمی آوریم و بلند بلند می خندیم و بارهایمان را می کشیم سمت خانه. چقدر مادربزرگبدبخت بود که در آن خانه می شست و می پخت. حیف که زنده نماند ببیند ما به چهآزادی شیرینی دست یافتیم. ما چقدر رشد کردیم.

افتخارآمیز است که ما الان، هم راننده اتوبوس هستیم هم ترشی می اندازیم. مهندس معدن هستیم و مربای انجیرمان هم حرف ندارد. هورا!!! ما هر روز تواناتر می شویم.
مردها مهارت جمع بستن ما را خیلی تجلیل می کنند. ما می توانیم همه کار را با همه کار انجام دهیم. وقتی مردها به زحمت بلدند تعادل خودشان را ایستاده توی اتوبوس حفظ کنند، مابا یک دست دست بچه را می گیریم با دست دیگر خریدها را، گوشی موبایل بین گردن وشانه، کارهای اداره را راست و ریس می کنیم. افتخارآمیز است.

دستاورد بزرگی است این که مثل هم شده ایم. فقط معلوم نیست به چه دلیل گنگی، یکی مان شب توی رختخواب مثل کنده ای چوب راحت می خوابد و آن یکی مدام غلت می زند، چون دست و پاهایش درد می کنند. چون صورت اشک آلود بچه ای می آید پیش چشمش. بچه تا ساعت پنج مانده توی مهد کودک... همه رفته اند، سرایدار مجبور شده بعد از رفتن مربی ها او را ببرد پیش بچه های خودش. نیمه گمشده شب ها خواب ندارد. می افتد به جان زن. مرد اما راحت است، خودش است. نیمه دیگری ندارد. زن گیج و خسته تا صبح بین کسی که شده و کسی که بود، دست و پا می زند.

 مادربزرگ سنت زده و عقب افتاده من کجا می توانست شکوه این پیروزی مدرن را درککند؟ ما به همة حق و حقوقمان رسیده ایم.

واقعا به نظر شما این یعنی تساوی؟!؟!

یادمون نره که ما زنیم و برا خودمون وظایف خاصی داریم که هیچ مردی با اون قدرت الهی که داره نمی تونه انجامش بده و نیاز به عشق الهی داره که تو وجود زنه و فقط کار زنه نه مرد این افتخار بزرگیه برای یک زن...


 
مدیریت ریسک
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۳ : توسط : مهسا

ریسک جز جدایی نا پذیر زندگی انسانها و سازمانهاست و کلیه موقعیت های تصمیم گیری با طیف متنوعی از ریسک ها روبه روست. پذیرش ریسک به خودی خود بد نیست ، مهم این است که بدون دلیل منطقی در معرض ریسک قرار نگیریم زندگی بشری با پذیرش ریسک عجین شده ، به نحوی که شاید عدم ریسک پذیری مطلق ، موجب شود که زندگی انسانها در مرتبه پایین تری نسبت به سطح فعلی قرار بگیرد.

سنجش ریسک با پیشرفت های بسیاری که داشته ، یکی از پویا ترین رشته های علمی محسوب می شود. همچنین اندازه گیری ریسک مورد توجه شرکتها، بانکها، مدیران سرمایه گذاری ، قانون گذاران و سازمانهای نظارتی بوده و هست.

یک مدیر باید بداند که چگونه ریسک را کنترل کند. کنترل ریسک ، آن هم به صورت اصولی در هر کارخانه و سازمانی ثمر بخش است و یک مدیر باید به آن اهمیت بدهد.

ریسک در تعریف کلاسیک آن عبارت است از (( امکان انحراف واقعیت ها از نتایج مورد انتظار))

 اجتناب یا پذیرش

امروزه هیچ کدام از مدیران ارشد سازمان و موسسات نمی توانند بدون آگاهی وسیع از ابعاد ریسک و ابزار های گوناگون اداره آن وظایف خود را انجام دهند. بعضی از مدیران ، با اتخاذ سیاست گریز از ریسک ، نسبت به کارهای متهورانه موضع گیری می کنند و به این ترتیب از حجم عملیات خود در انجام معاملاتی که دارای ریسک قابل توجه می باشند، می کاهند ( به عنوان نمونه اخذ وامهای بلند مدت با نرخ ثابت ) یا ریسک را به دیگران منتقل می سازند (مثل عملیات پوششی) . باید تاکید کرد که این تکنیک ها، در فرایند مدیریت ریسک جایگاه مهمی دارند و قادرند از طریق اجتناب از ریسک خای اضافی ارزش موسسات را تثبیت کنندو به هر حال ، هدایت شرکت به جایگاه مناسبی میان پذیرش و اجتناب از ریسک اضافی ، موجب تفکیک شرکتهای موفق از شرکت های نا موفق در سالهای آتی می شود.


 
← صفحه بعد