مدیران فردا

مدیرانی از نسل 3 برای فردا
 
افکار دکتر دمینگ و اصول چهارده گانه آن
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٤/٢۸ : توسط : مهسا

افکار دکتر دمینگ و اصول چهارده گانه آن

 

دکتر دمینگ‌ نخستین‌ آغازگر جدی‌ و نظریه‌ پرداز مدیریت‌ نوین‌ جهان‌ بر اساس‌ مشارکت‌ تمامی‌ کارکنان‌ ،مدیران‌ و مشتریان‌ یک‌ سازمان‌ است‌ که‌ با مکتب‌ جدید خود تحولی‌ شگرف‌ پدید آورده‌ است‌ . مشارکت‌ و همکاری‌ وی‌ با مدیران‌ ژاپنی‌ در توفیق‌ آنها برای‌ تولید یک‌ کیفیت‌ غبطه‌آور ، مورد تأیید و قبول‌ صاحبنظران‌جهان‌ پیشرفته‌ امروز است‌ . وی‌ متولد سال ۱۹۰۰ در منطقه‌ " آیووا " آمریکا است‌. دارای‌ مدرک‌ دکترا (PHD) دررشته‌ فیزیک‌ و ریاضی‌ از دانشگاه‌ ییل‌ بوده‌ و در امور کشاورزی‌ ایالات‌ متحده‌ بعنوان‌ فیزیکدان‌ و ریاضیدان‌مشغول‌ فعالیت‌ شده‌ بود.دمینگ استاد دانشگاه هاروارد بوستون - از مدیران و پایه گذاران وسترن الکتریک. وی که پایه گذار مدیریت کیفیت است در دهه ۱۹۴۰ نقش اصلی در پیشرفت ژاپن داشت. امروزه بزرگ‌ترین جایزه مدیریت کیفیت به نام او دمینگ نام دارد.

دمینگ 7 بیماری مهلک در سازمان ها را به شرح ذیل بیان می کند:

1-عدم ثبات در اهداف.

2- تاکید بر روی سودهای کوتاه مدت.

3- ارزیابی بر اساس عملکرد، رتبه بندی بر اساس شایستگی یا ارزیابی سالیانه عملکرد.

4- عدم ثبات مدیریت.

5- هدایت شرکت تنها بر اساس ارقام قابل دید.

6- هزینه های دوباره کاری سرسام آور.

7- هزینه های سرسام آور وارانتی، که توسط  وکلایی که برای هزینه های محتمل الوقوع کار می کنند.

دسته بندی خفیف تری از موانع:

1- غفلت از برنامه ریزی بلند مدت.

2- تکیه بر تکنولوژی برای حل مشکلات.

3- جستجوی نمونه های مشکل برای پیگیری به جای تهیه راه حل.

4- بهانه آوردن مثل اینکه "این مشکل مثل مشکلات دیگر نیست.

چهارده اصل دمینگ در کیفیت بسیار مشهورند )اصول 14 گانه شادروان دمینگ در مدیریت ):

1- ایجاد عزم و اراده همیشگی و مستمر، برای ارتقا کیفیت در تولید کالا یا خدمات با هدف اینکه توانمندی لازم را برای رقابت در بازار به دست آورد و تجارت شرکت و موسسه به قوت خود باقی و پایدار بماند و علاوه بر آن اشتغال جدید هم بوجود آورد.

2- به کارگیری فلسفه جدید که بر اساس آن دیگر نمی توانیم اشتباهات مرسوم خود را با این عنوان که اینها اشتباهاتی کوچک و در حد قابل قبول! هستند؛ توجیه کنیم. با این دیدگاه حد قابل قبولی برای اشتباه در در مواردی مانند زیر وجود ندارد:

· ضایعات

· مواد معیوب

· کار معیوب

· محصول نامرغوب

· کارکنانی که آموزش ندیده انند و کار خود را بلد نیستند و می ترسند سوال کنند.

· خسارات جابجایی ها

· شیوه های آموزش قدیمی ضمن کار

· مدیریتهایی که در شرکت پایه و اساس بنیادی ندارند و هر آن ممکن است تعویض یا اخراج شوند.

· مدیران منتظر شغل

3- باید از تکیه بر تحمیل کیفیت با بازرسی و مچ گیری افراد دست کشید و ایجاد کیفیت در فرایند تولید را جایگزین آن کرد.

4- باید به روش رایج در خرید که در آن فقط قیمت ملاک انتخاب است، پایان داد و به جای آن باید به کاهش قیمت کل تمام شده فکر کنیم. روابط با فروشندگان و تامین کننده مواد مورد نیاز، بایستی بر داد وستد دراز مدت بر پایه اعتماد و دلبستگی متقابل باشد.

5- روش تولید، یا ارائه خدمت را باید به صورت پیوسته بهبود بخشید تا کیفیت بالا رود، بهره وری افزایش یابد و قیمت تمام شده کاهش پیدا کند.

6- استقرار مداوم روش آموزش ضمن خدمت در شرکت.

7- برقراری روش رهبری با این دیدگاه که کار مدیریت سرپرستی و نظارت نیست بلکه وظیفه مدیریت رهبری است*. یک رهبر باید تلاش کند تا موانع و مشکلاتی را که باعث می شوند کارگران از کاری که انجام می دهند خوشحال نباشند و به آن افتخار نکنند، از میان بردارد(اصل 12). یک رهبر باید در کاری که بر عهده دارد، حرفه ای باشد و نیز اختیار کامل داشته باشد.

8- ترس و نگرانی را از سازمان خود دور کنید تا کارکنان بتوانند با خیال آسوده و موثر برای سازمان کار کنند.

9- سدها و دیوارهای جدایی و نفاق را بین واحدهای مختلف سازمان فروریزید. افراد واحدهای پژوهش، طراحی و تولید باید بصورت یکپارچه مانند یک تیم کارکنند تا موانع و مشکلات تولید محصول و خدمات ، یا چگونگی استفاده از آنها را پیش بینی کنند و رفع نمایند.

10- از شعار دادن و موعظه کردن خودداری کنید. نصیحت اثر معکوس دارد و باعث ایجاد روابط نامطلوب بین کارکنان با یکدیگر از یک طرف و کارکنان و مدیریت از طرف دیگر می شود چرا که تقصیر بسیاری از دستاوردهای کم بهره و بی کیفیت به گردن سیستم های موجود است و برای بهبود آنها کاری از کارکنان ساخته نیست و اساسا خارج از اختیارات و مسوولیت های آنهاست.

11- از برقراری استانداردهای کمی(سهمیه) برای تولید خودداری کنید. همچنین از به کارگیری روش مدیریت بر اساس هدف گذاریMBO) )پرهیز نمایید.

12- سدها و موانعی که باعث می شود کارگران، مدیران و مهندسان از کاری که انجام می دهند رضایت خاطر نداشته باشند، از میان بردارید. باید مسوولیت سرپرستان از مراقبت صرفا کمی، به توجه کیفی تغییر پیدا کند. از مقایسه و ارزیابی افراد خودداری ورزید و ارزیابی مشاغل یا مدیریت بر اساس هدف را رها کنید.

13-یک نظام آموزشی و خودبهسازی جدی و قوی به وجود آورید.

14-ترتیبی دهید که همه در فرایند دگرگونی در مدیریت مشارکت داشته باشند، به یاد داشته باشید که این دگرگونی کار همه افراد سازمان است.